برای چندمین سال پس از آغاز همهگیری کووید، گزارش سالانه «نبض حسابرسی داخلی آمریکای شمالی» از سوی انجمن حسابرسان داخلی نشان داد که بودجه واحدهای حسابرسی داخلی در حال کاهش است. با این که نظرسنجی سال ۲۰۲۴ از بهبود بودجههای حسابرسی داخلی خبر میداد، نظرسنجی سال ۲۰۲۵ بار دیگر نگرانیهایی را درباره کمبود بودجه این واحدها مطرح کرد؛ موضوعی که بر همسویی با راهبرد سازمان و اقدامهای حسابرسی داخلی برای نظارت موثر، تاثیر منفی میگذارد.
نیمی از مدیران ارشد حسابرسی داخلی که در گزارش ۲۰۲۵ مورد نظرسنجی قرار گرفتند، اظهار داشتند که واحد آنها بودجه کافی را دریافت نمیکند و برای همسویی با راهبرد شرکت، به منابع مالی بیشتری نیاز دارند. ۹۰ درصد از این مدیران ارشد گفتند که واحد آنها باید تلاش بیشتری انجام داده و حوزههایی فراتر از وظایف سنتی حسابرسی داخلی را پوشش دهند، و در زمینه تحلیل داده و خودکارسازی عقبماندهاند.
اگر به این معضل، نگرانیهای مداوم درباره عدم استقلال حسابرسی داخلی و گزارشهایی درباره اینکه برخی از هیئتمدیره شرکتها ممکن است بهطور کامل مستقل نباشند را نیز اضافه کنید، این ترکیب جز فاجعه پیامدی نخواهد داشت. واحدهای حسابرسی داخلی در محیطی از ریسکها فعالیت میکنند که تاکنون بیسابقه بودهاند؛ از جمله بیثباتی جغرافیای سیاسی، ظهور هوش مصنوعی مولد و جنگهای سایبری. بر این باورم که هیئتمدیره شرکتها باید مستقل باشند تا بتوانند بر واحد حسابرسی داخلی مستقل نظارت کنند؛ و مدیریت باید منابع مالی و حمایت کافی را برای حسابرسی داخلی فراهم کند. اینها اجزای لازم برای آزادسازی ظرفیتهای حسابرسی داخلی، ارائه خدمات باکیفیت و نظارت اثربخش بر راهبری شرکتی هستند.
عدم استقلال هیئتمدیره شرکتها
رکن راهبری در شرکت سهامی عام، هیئتمدیره آن است. اعضای هیئتمدیره توسط سهامداران انتخاب میشوند تا بر مدیریت شرکت (از جمله مدیر عامل) نظارت داشته، در تعیین راهبرد کمک کرده و از منافع سهامداران و ذینفعان محافظت کنند.
گزارشها و سرمقالهها این نگرانی را برجسته میسازند که برخی از اعضای هیئتمدیره شرکتهای سهامی عام شاید در واقع مستقل نباشند. اغلب، اعضا توسط مدیر عامل انتخاب میشوند که ممکن است روابط نزدیک یا دوستی با آنها داشته باشد. این مسئله حائز اهمیت است؛ زیرا اگر راهبری در بالاترین سطح دچار اختلال شود، کل نظام راهبری شرکت مختل خواهد شد.
نمونههایی از هیئتمدیره شرکتهای سهامی عام با روابط نزدیک شناختهشده وجود دارد:
در سال ۲۰۲۴، نظرسنجی غیرعلمی در لینکدین اجرا شد که میپرسید: «آیا به عقیده شما اعضای مستقل منصوبشده در هیئتمدیره شرکتهای سهامی عام در آمریکا بهواقع مستقل از شرکت یا مدیر عامل هستند؟» نتایج این نظرسنجی چنین بود:
اگرچه داشتن اعضای هیئتمدیره با روابط کاری خوب و راهبرد و اهداف همسو میتواند مفید باشد، اما روابط نزدیک این نگرانی را بهوجود میآورد که آیا نظام راهبری شرکتی کارآمد است و چگونه این امر بر استقلال حسابرسی داخلی تاثیر میگذارد.
هیئتمدیرههای ناکارآمد چگونه بر حسابرسی داخلی اثر میگذارند؟
از افراد زیادی شنیدهام که هیئتمدیره برخی از شرکتها ناکارآمد هستند، همین و بس! آنها میگویند بهجز کارشناس/متخصص مالی الزامی، اغلب مدیران مستقل نه تخصص مالی دارند و نه تجربه. آنها زمان یا تمایلی برای تعامل با حسابرسی داخلی، کندوکاو، طرح پرسشهای کلیدی یا حتی مدیریت فعالیت حسابرسی ندارند. این مسئولیت را بهطور کامل به مدیریت واگذار میکنند. وقتی چنین میشود، حسابرسی داخلی دیگر مستقل نخواهد بود.
تعیین خطوط گزارشگری مدیر ارشد حسابرسی داخلی
حسابرسی داخلی برای انجام موثر وظایف خود، باید بهواقع مستقل باشد و این امر از جایگاه سازمانی آن آغاز میشود. اصل هفتم از «استانداردهای جهانی حسابرسی داخلی» انجمن حسابرسان داخلی بر این نکته تاکید دارد که هیئتمدیره باید استقلال حسابرسی داخلی را ممکن سازند. این یعنی هیئتمدیره باید از مدیریت ارشد بخواهد تا مدیر ارشد حسابرسی داخلی را در جایگاهی از سازمان قرار دهد که بتواند بدون مداخله، مسئولیتهای خود را ایفا کند.
مدتهاست که درباره این اصل بحث شده و دیدگاههای مختلفی در اینباره وجود دارد که آیا اصل هفتم بهاندازه کافی از استقلال حسابرسی داخلی حمایت میکند یا خیر. برخی معتقدند که این اصل کافی نیست. این استاندارد باید جایگاه گزارشگری سازمانی مطلوب را شفافتر بیان کند.
در یک سناریوی آرمانی، حسابرسی داخلی از نظر عملکردی به رئیس کمیته حسابرسی و از نظر اداری به مدیر عامل گزارش میدهد. هیچ پیکربندی سازمانی دیگری استقلال حسابرسی داخلی را تضمین نمیکند. زمانی که حسابرسی داخلی از نظر اداری به مدیر ارشد مالی گزارش میدهد، تضاد منافع پدید میآید؛ زیرا در بسیاری از سناریوها، حسابرسی حوزه اختیار مدیر ارشد مالی را در بر میگیرد.
لزوم تامین مالی کافی برای حسابرسی داخلی
شرکتها باید منابع مالی کافی را برای سازماندهی واحد حسابرسی داخلی، جذب نیروی متخصص، و سرمایهگذاری در آموزش، فناوری، سفرهای کاری و فناوریهای نوظهور فراهم کنند. هیئتمدیرهها و مدیران عامل باید درک کنند که واحد حسابرسی داخلی بدون منابع کافی، حکم واحد ناکارآمد را دارد.
مدیران ارشد حسابرسی بهدلیل جایگاه پایین حسابرسی داخلی در سلسلهمراتب شرکت بهطور مداوم با شرایط نامساعدی مواجهاند، زیرا واحدی است بدون تولید درآمد، یا بهزعم برخی، واحدی است که «خوب است باشد»، ولی ضروری نیست.
اغلب اوقات، مدیریت منابع مالی را فراهم میکند، ولی با ابزارهای مختلفی عملکرد واحد را تحت تاثیر مستقیم قرار میدهد و استقلال آن را به خطر میاندازد. مدیریت میتواند بودجه جذب نیرو، سفرهای کاری، سرمایهگذاری در فناوری و آموزش و مهارتافزایی حسابرسان را کاهش دهد.
همهچیز منفی نیست!
با اینکه چنین سناریوهایی رخ میدهند، اما همهچیز تیره و تار نیست. اکثر شرکتهای سهامی عام از واحد حسابرسی داخلی خود حمایت میکنند و آن را پرورش میدهند. آنها گروه را توانمند میسازند، مورد حمایت قرار میدهند و زمینه رشد آن را فراهم میکنند. آنها به ارزش و مشارکت حسابرسی داخلی باور دارند.
در سازمانها، هر روز پیروزیهایی از سوی مدیر ارشد حسابرسی داخلی و کارکنان جشن گرفته میشود. این پیروزیها ممکن است شامل جلوگیری از وقوع تقلب، اصلاح صورتهای مالی نادرست، پیادهسازی کنترلهای خودکار اثربخش، جلوگیری از نفوذ سایبری یا از دست رفتن دادهها، یا تصویب دستورالعملهایی برای پیشگیری از سو رفتار کارکنان و بسیاری موارد دیگر باشد. عموم مردم از این دستاوردها مطلع نمیشوند؛ زیرا محرمانهاند، اما کسانی که در پشتصحنه حسابرسی داخلی فعالیت میکنند، خوب میدانند منظورم چیست.
کسانی که تازهوارد هستند یا قصد ورود به حرفه حسابرسی داخلی را دارند، باید بدانند حرفهای شریف است. اکثر حسابرسان داخلی صرفنظر از فشار زمانی، تقاضای سفر یا حتی بازخوردهای منفی یا مغرضانه برخی مدیران، متعهدانه وظایف خود را انجام میدهند. حسابرسی داخلی همچنان مکانی است برای یادگیری مداوم، رشد حرفهای و خلق ارزش!

